نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قطعه شمارهٔ ۵۵ سلمان ساوجی

سلمان ساوجی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ایا کریم نهادی که پیش نعمت تو

همه خزائن کان خاک خان نمی‌ارزد

دو قرص چرخ که خواننده ما و خورشیدش

به سفره کرمت بر دونان نمی‌ارزد

به گوهری ز کلام تو پیش تیر دبیر

مرصع کمر تو امان نمی‌ارزد

بر تجرد نفست قبای اطلس چرخ

به گرد دامن آخر زمان نمی‌ارزد

تو نازنین جهانی به یک سر مویت

تنعم همه ملک جهان نمی‌ارزد

اگرچه راح روان‌بخش جوهری است شریف

ولی به جوهر قدسی جان نمی‌ارزد

مضرت است و منافع شراب را بسیار

اگر قیاسی کنی این بدان نمی‌ارزد

همیشه باد، تنت در امان صحت و ناز

که ملک کون به ملک امان نمی‌ارزد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ستایش معشوق و اشاره به بی‌ارزشی دنیا در مقابل زیبایی و ارزش‌های انسانی می‌پردازد. شاعر می‌گوید که همه خزائن دنیا و نعمت‌های آن در برابر محبوبش هیچ ارزشی ندارند. او به زیبایی‌های ظاهری و مادی اشاره می‌کند و آنها را ناپایدار و بی‌اهمیت می‌داند. در واقع، شاعر با تأکید بر ویژگی‌های والای محبوبش، نشان می‌دهد که حتی با وجود زیبایی‌ها و ثروت‌های دنیا، هیچ چیز به اندازه وجود او ارزشمند نیست. این شعر در نهایت به اهمیت عشق و روح معنوی در برابر دنیا و مادیات اشاره دارد.