قطعه شمارهٔ ۵۹ سلمان ساوجی
سلمان ساوجی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
فراز تخت معانی چو کوس فضل زنم
سبق ز جمله اقران خود مرا باشد
عنایت و کرمت گر شود پذیر فتار
سپهر در صدد بندگان ما باشد
برای یک دو سه بی دست و پای گاه سخن
مرا چه رنجه کنی این سخن روا باشد
که از مکاره عنف توام عنا آمد
هم از مکارم لطف توام شفا باشد
دراز نمیکنم قصه کوته اولیتر
بقای عمر تو خواهم که دائما باشد
دعای زنده دلانت رفیق باد و جلیس
همیشه تا که فلک قبله دعا باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به ستایش و طلب فضل و کرامت خداوند میپردازد. او میگوید که اگر خداوند به بندگان خود عنایت و محبت کند، آسمان نیز در خدمت آنها خواهد بود. شاعر در ادامه میگوید که نیازی به طولانی کردن داستان نیست و تنها آرزویش طول عمر و دوام محبت الهی است. او همچنین امیدوار است که دعا و محبت دوستانش همیشه همراهش باشد و در راهی که آسمان را به قبله دعا تبدیل میکند، قرار گیرد.