قطعه شمارهٔ ۶۰ سلمان ساوجی
سلمان ساوجی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای امیری که شهسوار فلک
با تو پیوسته هم عنان باشد
با سوار فلک اگر گویی
که مرو بعد ازین بران باشد
هر کجا فتح در حدیث آید
تیغ تیز تواش زبان باشد
خسروا خواستم ز شه اسبی
که مه نو رکاب آن باشد
کی مه نو رکاب من گردد
گرنه پای تو در میان باشد
باد نوعی که دایم اقبال است
از مقیمان آستان باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر به امیری اشاره میشود که مانند شهسوار آسمانهاست و همیشه در کنار اوست. شاعر از قدرت و موفقیت او سخن میگوید و بیان میکند که اگر با سوار آسمانها بگوید که از پیروزیها دور نشود، او همچنان پیروزیها را به دست خواهد آورد. همچنین، شاعر از خواستهاش برای داشتن اسبی از سوی سلطان سخن میگوید که نمادی از موفقیت و بخت خوب است. شاعر تأکید دارد که تا زمانی که پای سلطان در میان باشد، او هرگز نمیتواند به اوج موفقیت برسد. در کل، این شعر به نمادگرایی و تمجید از قدرت و پیروزی پرداخته است.