قطعه شمارهٔ ۷۲ سلمان ساوجی
سلمان ساوجی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خسروا این امیر کرمان چند
کفن خود چو کرم پیله تند
خیل کرمان تو مورگیر و ملخ
با سلیمان و ملک او چه زند
آفرین بر ثبات و حلم تو کو
پشت کوه از شکوه میشکند
صبر ایوبی تو کرمان را
من بر آنم که زود بر فکند
گور اگر با پلنگ جوید جنگ
گور خود را بدست خویش کند
عقل داند که عاقبت چه بود
روبهی را که قصد شیر کند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تمجید از خسروا، امیر کرمان میپردازد و ثبات و حلم او را ستایش میکند. او به افسانهها و قدرتهای طبیعی اشاره میکند و به نوعی به جدالهای موجود در طبیعت و سرنوشت اشاره دارد. استفاده از نمادهایی مثل پلنگ و شیر نشاندهنده خطرات و چالشهاست و در نهایت به این نتیجه میرسد که هر موجودی باید با عقل و درایت خود به مبارزه با سختیها بپردازد.