نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵ - تاریخ زلزله عجیبه سیلاخور صامت بروجردی

صامت بروجردی / کتاب المواد و التاریخ / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به گوش خلق ز بس شد ز باد غفلت پر

نهیب مرگ بود چون نوای زنگ شتر

چنان نجاست طول عمر سرایت کرد

که قلب شسته نگردد ز آب جاری و کر

هر آنچه آیت تنبیه حق کند ظاهر

بود حکایت گاو و خر و جو و آخر

رست چون «کذبت قوم لوط بالنذر» است

مشاهدات پیا پی و بینات زیر

چون در زمان محمدعلی شه قاجار

جریده عمل خلق شد ز عصیان پر

به گوش مردم سیلاخوری ز زلزله شد

پی نصیحت و ارشاد حلقه زد بر در

که از خرابی او تا هزار سال دگر

کنند یاد چه هنگامه ثمود و نذر

رقم نمود به تاریخ این بلا (صامت)

بود ز زلزله ویرانه کل سیلاخور

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این متن به وضعیتی از غفلت و نا توجهی مردم اشاره می‌کند که به مرگ و نابودی نزدیک شده‌اند. او با استفاده از تصویر زنگ شتر، به تذکر و هشدارهای خداوند و نشانه‌های عذاب اشاره می‌کند و به تفکر در عبرت‌های گذشته مانند قوم لوط و سرنوشت شهر سیلاخور پس از زلزله‌ها می‌پردازد. این زلزله‌ها نمادی از عواقب عمل‌های نادرست مردم است و نشان می‌دهد که چگونه این بلاها ماندگار خواهند بود و در تاریخ ثبت می‌شوند. به عبارتی، شاعر هشدار می‌دهد که غفلت از نصیحت و ارشاد می‌تواند به تکرار تاریخ تلخ بی‌انجامد.