نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸ - ماده تاریخ صامت بروجردی

صامت بروجردی / کتاب المواد و التاریخ / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

داد کز بیداد کردون وز جفای آسمان

نیست یک دم خاطری آسوده از کید جهان

راحت دنیا غم است و عشرت او ماتم است

شادیش در پی عزا باشد بهارش را خزان

سال و مه دارد خیال کشتن خرد و بزرگ

روز و شب باشد به فکر صدمه پیر و جوان

چون محمد ذاکر مظلوم دشت کربلا

دید دنیا را سراسر دار اندوه و فغان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان رنج و درد ناشی از زندگی در دنیایی پر از ظلم و ناعدالتی می‌پردازد. شاعر اشاره می‌کند که هیچ‌کس نمی‌تواند از توطئه‌های جهان و غم‌های آن آسوده باشد. دنیا را به عنوان مکانی پر از غم و مصیبت توصیف می‌کند، به طوری که حتی لحظات شادی نیز با اندوه همراه هستند. همچنین به یاد حسین(ع) و مظلومیت او در کربلا اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که دنیا سرشار از فغان و اندوه است.