شمارهٔ ۱۰۴ سنایی
سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
زلف پر تابت مرا در تاب کرد
چشم پر خوابت مرا بی خواب کرد
با تن من کرد نور عارضت
آنکه با تار قصب مهتاب کرد
عنبرین زلف چو چوگان خم گرفت
تا دلم چو گوی در طبطاب کرد
وان لب عناب گونت طعنه کرد
تا سرشگم سرخ چون عناب کرد
گر عجب بود آنکه عشق تو مرا
مست و هالک بی نبید ناب کرد
این عجبتر آنکه عشقت رایگان
چشم من پر لولو خوشاب کرد
میغ روی خوب چون خورشید تو
چشمهٔ خورشید را محراب کرد
و آتش روی ترا چون سجده برد
همچو ابدالان گذر بر آب کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ حسی عمیق و جذاب از عشق و زیبایی است. شاعر از زلف و چشم معشوقش صحبت میکند که او را مجذوب کرده و خواب را از او گرفته است. معشوق با زیباییاش تأثیر زیادی بر روح و دل شاعر میگذارد و او را مست و شیدا میکند. همچنین به زیباییهای طبیعی چون خورشید و آتش اشاره میشود که با صورت معشوق مقایسه میشود. عشق معشوق نه تنها شاعر را دچار سرگیجه و شیدایی میکند، بلکه زیباییهای او به شکلهای مختلفی در زندگیاش تأثیر میگذارد.