شمارهٔ ۱۰۹ سنایی
سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای کم شده وفای تو، این نیز بگذرد
و افزون شده جفای تو این نیز بگذرد
زین بیش نیک بود به منِ بنده رای تو
گر بد شدهست رای تو این نیز بگذرد
گر هست بیگناه دل زار مستمند
در محنت و بلای تو، این نیز بگذرد
وصل تو کی بُوَد نظر دلگشای تو
گر نیست دلگشای تو، این نیز بگذرد
گر دوری از هوای من و هست روز و شب
جای دگر هوای تو، این نیز بگذرد
بگذشت آن زمانه که بودم سزای تو
اکنون نیَم سزای تو، این نیز بگذرد
گر سیر گشتی از من و خواهی که نگذرم
گِرد دَرِ سرای تو، این نیز بگذرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی گذر زمان و فراق از محبوب است. شاعر به توصیف دردها و رنجهای ناشی از دوری و بیوفایی معشوق میپردازد و با تأکید بر این نکته که «این نیز بگذرد»، به قدرت زمان و تغییرات اشاره میکند. او از محنتها و بینصیب بودنش میگوید اما در نهایت به آرامش و پذیرش دست میزند، با این امید که هر سختی و غمی روزی به پایان خواهد رسید. شاعر میگوید حتی اگر دلش به خاطر دوری از محبوب شکسته باشد، این وضعیت نیز موقتی است و در نهایت به خوبی خواهد رسید.