نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱ سنایی

سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

چند رنجانی نگارا این دل مشتاق را

یا سلامت خود مسلم نیست مر عشاق را

هر کرا با عشق خوبان اتفاق آمد پدید

مشتری گردد همیشه محنت مخراق را

زآنکه چون سلطان عشق اندر دلی ماوا گرفت

محو گرداند ز مردم عادت و اخلاق را

هر که بی اوصاف شد از عشق آن بت برخورد

کان صنم طاقست اندر حسن و خواهد طاق را

ذره‌ای از حسن او در مصر اگر پیدا شدی

دل ربودی یوسف یعقوب بن اسحاق را

گر سر مژگان زند بر هم به عمدا آن نگار

پیکران بی جان کند مر دیلم و قفچاق را

هر که روی او بدید از جان و دل درویش شد

زر سگالی کس ندید آن شهرهٔ آفاق را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری عاطفی و عاشقانه است که به زیبایی‌ها و جذابیت‌های عشق و معشوق پرداخته است. شاعر به بررسی درد و رنج عاشقان می‌پردازد و اشاره می‌کند که عشق واقعی همیشه با مشقت و سختی همراه است. او از قدرت عشق و تأثیر عمیق آن بر دل‌ها و رفتار انسان‌ها صحبت می‌کند و می‌گوید که کسی که با زیبایی‌های معشوق ارتباط دارد، به نوعی از عادات و اخلاق روزمره دور می‌شود. شاعر به زیبایی‌های بی‌نظیر معشوق، افراد را مجذوب می‌کند و به صورت واضح بیان می‌کند که عشق ناب به آسانی می‌تواند زندگی و نگاه انسان را دگرگون کند. در نهایت، عاشق را به کسی تشبیه می‌کند که از دیدن چهره معشوق، به درویشی تبدیل می‌شود که هیچ چیز دیگری در این دنیا برایش اهمیت ندارد.