نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۸ سنایی

سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

آفرین بادا بر آن کس کو ترا در بر بود

و آفرین بادا بر آن کس کو ترا در خور بود

آفرین بر جان آن کس کو نکو خواهت بود

شادمان آن کس که با تو در یکی بستر بود

جان و دل بردی به قهر و بوسه‌ای ندهی ز کبر

این نشاید کرد تا در شهرها منبر بود

گر شوم من پاسبان کوی تو راضی بوم

خود ببخشایی بر آن کش این هوس درسر بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به ستایش از کسی می‌پردازد که محبوبش را در آغوش دارد و بر او آفرین می‌گوید. او به محبت و نیکی آن شخص اشاره می‌کند و شادی او را خواهان است. شاعر همچنین از درد و غم ناشی از بی‌محلی محبوبش سخن می‌گوید و ابراز می‌کند که چنین حالتی در جامعه پذیرفته نیست. در نهایت، او به این موضوع اشاره می‌کند که اگر روزی مسئول محافظت از محبوبش شود، از او می‌خواهد که این خواسته‌های درونی‌اش را فراموش کند.