نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴ سنایی

سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ساقیا دانی که مخموریم در ده جام را

ساعتی آرام ده این عمر بی آرام را

میر مجلس چون تو باشی با جماعت در نگر

خام در ده پخته را و پخته در ده خام را

قالب فرزند آدم آز را منزل شدست

انده پیشی و بیشی تیره کرد ایام را

نه بهشت از ما تهی گردد نه دوزخ پر شود

ساقیا در ده شراب ارغوانی فام را

قیل و قال بایزید و شبلی و کرخی چه سود

کار کار خویش دان اندر نورد این نام را

تا زمانی ما برون از خاک آدم دم زنیم

ننگ و نامی نیست بر ما هیچ خاص و عام را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زبان گلایه و در عین حال دعوت به نوشیدن و لذت زندگی است. شاعر از ساقی می‌خواهد که به او و دیگران آرامش و نوشیدنی بدهد تا در لحظات بی‌قراری زندگی، طعم خوشی را بچشند. او به میهمانی و معاشرت با اهل مجلس اشاره می‌کند و از تضاد بین خامی و پختگی سخن می‌گوید. شاعر به دنیای مادی و خاکی اشاره می‌کند و می‌گوید که در این دنیا نه بهشت و نه دوزخ می‌تواند خالی باشد. او بر این باور است که در زندگی باید به کار خود توجه کنیم و ننگ و نام به ما اهمیتی ندارد. در نهایت، او به لذت بردن از زندگی و لحظات حال تشویق می‌کند.