شمارهٔ ۱۶۵ سنایی
سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
ماهی که ز رخسارش فتنهست به چین اندر
وز طرهٔ طرارش رخنهست به دین اندر
افسون لب عیسی دارد به دهان اندر
برهان کف موسی دارد به جبین اندر
کز نوک سلیمانی بر طرف کمر دارد
وز ننگ سلیمان را دارد به نگین اندر
از طلعت و رخسارش خورشید چو مظلومان
افتد ز فلک هر دم پیشش به زمین اندر
خرم بود آن روزی کز بهر طرب دارم
زلفش به یسار اندر ساغر به یمین اندر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به زیبایی و جذابیت خاص یک زن اشاره میکند. او چهرهاش را به فتنهای تشبیه میکند که در آن چین و چروکهای وجود دارد و موهایش به دین ضربه میزند. لبهایش دارای افسون خاصی است و جبینش دلیل قاطعیتی است. او همچنین به ویژگیهای سلیمان اشاره میکند و نشانههایی از بزرگی و جلوههایش را ذکر میکند. در نهایت، شاعر ابراز امیدواری میکند که روزی خوشبختی و شادی از طریق این زیبایی و نوشیدن شراب به دست آید، در حالی که موهای او در یک سو و ساغر در دست دیگرش است.