نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۸ سنایی

سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

از همت عشق بافتوحم

پا بستهٔ عشق بلفتوحم

بربود ز بوی زلف عقلم

بفزود ز آب روی روحم

از موی سیاه اوست شامم

وز روی نکوی او صبوحم

یک بوسه ازو بیافتم بس

آن بود ز عشق او فتوحم

زان بوسهٔ همچو آب حیوان

اکنون نه سناییم که نوحم

نی نی که برفت نوح آخر

من نوح نیم که روح روحم

آن روز گریخت از سنایی

آن توبه که گفت من نصوحم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و تأثیر عمیق آن بر روح و روان انسان سخن می‌گوید. شاعر بیان می‌کند که عشق او را تحت تاثیر قرار داده و از زیبایی و بوی محبوبش سرشار است. او به بوسه‌ای از محبوب اشاره می‌کند که زندگی‌بخش و شفا دهنده است، و حالتی از نوح، نجات‌دهنده معروف، را در خود احساس می‌کند. به عبارتی دیگر، عشق به او زندگی می‌بخشد و او را از ناامیدی و سختی‌ها رها می‌کند. شاعر در پایان به نوعی توبه و بازگشت به سمت عشق اشاره می‌کند.