نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴۰ سنایی

سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

تو را دل دادم ای دلبر، شبت خوش باد، من رفتم

تو دانی با دل غم‌خور، شبت خوش باد، من رفتم

اگر وصلت بگشت از من روا دارم روا دارم

گرفتم هجرت اندر بر شبت خوش باد من رفتم

ببردی نور روز و شب بدان زلف و رخ زیبا

زهی جادو زهی دلبر شبت خوش باد من رفتم

به چهره اصل ایمانی به زلفین مایهٔ کفری

ز جور هر دو آفت‌گر شبت خوش باد من رفتم

میان آتش و آبم ازین معنی مرا بینی

لبان خشک و چشمِ تر شبت خوش باد من رفتم

بدان راضی شدم جانا که از حالم خبر پرسی

ازین آخر بود کمتر شبت خوش باد من رفتم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر، بیان احوال عاشقانه و دل‌مشغولی‌های شاعر نسبت به معشوقش است. شاعر به دلبرش می‌گوید که شب‌اش خوش باشد، در حالی که او خود رفته است. او از غم‌های دل خود و تحمل دوری از معشوق می‌گوید و اینکه اگر معشوق به او بی‌توجهی کند، آن را می‌پذیرد. شاعر به زیبایی معشوق اشاره می‌کند و از تاثیر حضور او بر زندگی‌اش سخن می‌گوید. در نهایت، او به این رضایت می‌رسد که اگر معشوق از حالش باخبر شود، ممکن است که شب‌اش خوش‌تر باشد. شعر نشان‌دهنده عشق عمیق و دردهای مشروبی است که عشق می‌آورد.