شمارهٔ ۲۷۱ سنایی
سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
لبیک زنان عشق ماییم
احرام گرفته در وفاییم
در کوی قلندری و تجرید
در کم زدن اوفتاده ماییم
جز روح طوافگه نداریم
کز بادیهٔ هوا برآییم
گر در خور خدمتت نباشیم
سقایی راه را بشاییم
ما در غم تو تو هم نگویی
کاخر تو کجا و ما کجاییم
بر ما غم تو چو آسیا گشت
در صبر چو سنگ آسیاییم
آهسته که عاشقان عشقیم
نرمک که غریبک شماییم
ببریدن راه را چو بادیم
افگندن سایه را هماییم
در عشق تو مردوار کوشیم
آخر نه سنایی و سناییم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عشق و وفاداری عمیق عاشقان به معشوق است. شاعران در آن خود را در حالتی از تجرد و قلندری نشان میدهند، و به وفای خود در برابر معشوق تاکید دارند. آنها احساس میکنند که در غم معشوق غرق شدهاند و در صبرشان مانند سنگ آسیاب میشوند. در نهایت، آنها خود را عاشقانی میدانند که در خدمت عشق و راه معشوق کوشیده و به دنبال جستجوی معنای عشق هستند.