نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۳ سنایی

سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

آمد گه آنکه ساغر آریم

آواز چو عاشقان برآریم

بر پشت چمن سمن برآمد

ما روی بر آن سمنبر آریم

در باغ چو بنگریم رویش

جانها به نثار بتگر آریم

اندر ره عاشقی ز باده

گر از سر لاف خود برآریم

با همت خود به عون دردی

از عالم عشق پر برآریم

یک مر صلاح را مگر ما

در ره روش قلندر آریم

چون مرکب عاشقی به معنی

اندر صف کم زنان در آریم

گر جان و جهان و دین ببازیم

سرپوش زمانه در سر آریم

در خاک بسیط چون سنایی

نعت فلک مدور آریم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به دعوت و ترغیب به شادی و عشق پرداخته است. او از عشق و ساغر (شراب) سخن می‌گوید و از زیبایی‌های طبیعت، به ویژه گل‌ها، یاد می‌کند. شاعر تشویق می‌کند که از درد و رنج عشق نگریزد و با همت و اراده خود به عیش و خوشی بپردازد. او بر این باور است که حتی اگر جان و دین خود را نیز قربانی کنند، ارزش آن را دارد که به عشق و لذت‌های زندگی بپردازند. در نهایت، شاعر به مقام عشق و جمعی از عاشقان اشاره می‌کند که باید در پی دست‌یابی به معانی بالاتر باشند.