نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷۳ سنایی

سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما را میفگنید که ما اوفتاده‌ایم

در کار عشق تن به بلاها نهاده‌ایم

آهستگی مجوی تو از ماورای هوش

کاکنون به شغل بی دلی اندر فتاده‌ایم

ما بی‌دلیم و بی‌دل هر چه کند رواست

دل را به یادگار به معشوق داده‌ایم

از ما بهر حدیث به آزار چون کشد

ما مردمان بی دل و بی مکر و ساده‌ایم

خصمان ما اگر در خوبی ببسته‌اند

ما در وفاش چندین درها گشاده‌ایم

گر بد کنند با ما ما نیکویی کنیم

زیرا که پاک نسبت و آزاده زاده‌ایم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به‌نوعی از حال و هوای عاشقانه و بی‌دلی خود صحبت می‌کند. او می‌گوید که در عشق به مشکلات و بلاها تن داده و از عقل و هوش خود فاصله گرفته است. با اینکه دل را به معشوق سپرده، اما همچنان بی‌دلی و سادگی را در خود حفظ کرده است. شاعر بر این باور است که حتی اگر دشمنان با آنان بدی کنند، آن‌ها همچنان نیکوکار و آزادمنش باقی خواهند ماند. در نهایت، او تأکید می‌کند که وفاداری و صداقت شان در مقابل بدی‌ها، نشان‌دهنده‌ی پاکی و بزرگواری شخصیتشان است.