نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷۷ سنایی

سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تا ما به سر کوی تو آرام گرفتیم

اندر صف دلسوختگان نام گرفتیم

در آتش تیمار تو تا سوخته گشتیم

در کنج خرابات می خام گرفتیم

از مدرسه و صومعه کردیم کناره

در میکده و مصطبه آرام گرفتیم

خال و کله تو صنما دانه و دامست

ما در طلب دانه ره دام گرفتیم

یک چند به آسایش وصل تو به هر وقت

از بادهٔ آسوده همی جام گرفتیم

امروز چه ار صحبت ما گشت بریده

این نیز هم از صحبت ایام گرفتیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عشق و دلدادگی خود به معشوق سخن می‌گوید. او بیان می‌کند که وقتی به کوی محبوبش رسیدند، در صف دلسوختگان نام‌گذاری شدند و با آتش عشق آن محبوب سوخته و در میخانه آرام گرفتند. شاعر به دوری از مدرسه و عبادتگاه‌ها اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه به جستجوی محبت و خوشی در میخانه پرداخته‌اند. او همچنین از آرامش و خوشی‌های موقتی در کنار محبوبش یاد می‌کند و در نهایت به این نکته اشاره می‌کند که این روزها ارتباطش با عشق بریده شده و این هم از ناملایمات زمانه است.