شمارهٔ ۲۸۵ سنایی
سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خیز تا می خوریم و غم نخوریم
وانده روز نامده نبریم
تا توانیم کرد با همه کس
رادمردی و مردمی سپریم
قصد آزار دوستان نکنیم
پردهٔ راز دشمنان ندریم
نشنویم آنچه ناشنودنیست
زانچه ناگفتنیست درگذریم
ما که خواهیم جست عیب کسان
عیب خود بر خودی همی شمریم
ای که گفتی که عاقبت بنگر
ما نه مردان عاقبت نگریم
بندهٔ نیکوان لاله رخیم
عاشق دلبران سیمبریم
شب نباشیم جز به مصطبهها
روز هر سو به گلخنی دگریم
می کشان و مقامران دغا
همه از ما بهند و ما بتریم
پاکبازان هر دو عالم را
به گه باختن به جو نخریم
دوستار نگار و سرخ مییم
دشمن مال مادر و پدریم
پدران را خدای مزد دهاد
نه چو ما کس که ناخلف پسریم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر دعوت به خوشی و شاد زیستی میکند و میخواهد از غم و اندوه دوری جسته و در کنار دیگران زندگی مسالمتآمیزی داشته باشد. او بر اهمیت رفاقت و حمایت از دوستان تأکید کرده و از آزار رساندن به آنان پرهیز میکند. همچنین، از انتقاد کردن به دیگران و نادیده گرفتن عیوب خود سخن میگوید. شاعر خود را عاشق زیباییها معرفی میکند و به دوری از نفرت و کینه تأکید دارد. در نهایت، او بر اهمیت صداقت و سلامت نفس در زندگی تأکید کرده و ابراز میکند که باید به جای رسیدن به منفعت شخصی، به محبت و دوستی بها داد.