شمارهٔ ۲۸۶ سنایی
سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خیز تا دامن ز چرخ هفتمین برتر کشیم
هفت کشور را به دور ساغری اندر کشیم
هفت گردون مختصر باشد به پیش مرد عشق
شاید ار دامن ز کون مختصر برتر کشیم
نفس ما خصمی عظیم اندر نهاد راه ماست
غزو اکبر باشد ار در روی او خنجر کشیم
پای ما در دام عشق خوبرویان بسته شد
زین قبل درد و بلای عاشقی بر سر کشیم
قصر قیصروان کسری گر نباشد گو مباش
ما به مردی حلقه در گوش دو صد قیصر کشیم
گر نشیند گرد کوی دوست بر رخسار ما
خط عزل از جان و دل بر مشک و بر عنبر کشیم
این همه تر دامنان را خشک بادا دست و پا
خیز تا خط فنا گرد سنایی برکشیم
در کلاه او اگر پشمیست آتش در زنیم
عقل و هوش خویشتن یک دم به مستی در کشیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر دعوت به اقدام و حرکت میکند تا از موانع و محدودیتهای دنیوی فراتر بروند. او به زیبایی و عشق اشاره میکند و اینکه عشق میتواند فرد را از مشکلات و دردها رها کند. شاعر به اهمیت عشق و اراده تأکید دارد و میخواهد از زندگیاش حتی در مقابل چالشها و سختیها دفاع کند. او همچنین به قدرت عشق اشاره میکند که میتواند انسان را به بلندای مقامها و دستاوردها برساند. در نهایت، شاعر تشویق میکند که از قید و بندهای دنیوی رها شویم و زندگی را با شور و شوق بگذرانیم.