شمارهٔ ۳۰۹ سنایی
سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
چیست آن زلف بر آن روی پریشان کردن
طرف گلزار به زیر کله پنهان کردن
زلف را شانه زدی باز چه رسم آوردی
کفر درهم شده را پردهٔ ایمان کردن
ای گل باغ الاهی ز که آموختهای
دیدهها را به دو رخسار گلستان کردن
خاک در دیدهٔ خورشید زدن تا کی ازین
دامن شب را از روز گریبان کردن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت ظاهری معشوق اشاره دارد و به نوعی به بازیهای عشق و عاشقی میپردازد. شاعر به زلف و روی پریشان معشوق توجه میکند و بازیهای او را در کشف و پنهان کردن زیباییهایش تحلیل میکند. این اشعار همچنین به تضاد بین کفر و ایمان و زیباییهای طبیعی اشاره دارد و از حس زیباییشناسی عمیق شاعر نسبت به معشوق و طبیعت حکایت میکند. شاعر به نوعی به عشقی متعالی و پنهان در دل شب و روز اشاره دارد.