شمارهٔ ۳۱۵ سنایی
سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
گر رهی خواهی زدن بر پردهٔ عشاق زن
من نخواهم جفت را از جفت بگذر طاق زن
این سخن بگذشت از افلاک و از آفاق نیز
قصهٔ افلاک را بر تارک آفاق زن
خواجگی در خانه نه پس آب را در خاک بند
مهتری بر طاق نه پس آتش اندر طاق زن
جرعهای درد صفا در ریز بر اصحاب درد
خرقه پوشان ریا را بر قفا مخراق زن
این دقیقه دید نتوان کار از آن عالیترست
لاف دقاقی برو با بوعلی دقاق زن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و معشوق و مسائل عمیق انسانی میپردازد. شاعر از راهیابی به عشق و دوستی سخن میگوید و تأکید میکند که نباید از درک عمیق روابط انسانی غافل شد. همچنین به خلوص و صداقت در روابط اشاره میکند و از ریاکاری و خودپسندی پرهیز میدهد. در نهایت، شاعر به اهمیت مقامهای معنوی و فلسفی در زندگی اشاره دارد و بر لزوم جستجو برای حقیقت در زندگی تأکید میکند.