شمارهٔ ۳۷۶ سنایی
سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای مِهر تو بر سینهٔ من مُهر نهاده
ای عشق تو از دیدهٔ من آب گشاده
بسته کمرِ بندگیِ تو همه احرار
از سر کلهٔ خواجگی و کبر نهاده
دستان دو دست تو به عیوق رسیده
آوازهٔ آواز تو در شهر فتاده
ابدال شکسته همه در راه تو توبه
زهاد گرفته همه بر یاد تو باده
مسپر ره بیداد و ز غم کن دلم آزاد
ای داد تو ایزد ز ملاحت همه داده
پیوسته سنایی ز پی دیدن رویت
هم گوش به در کرده و هم دیده نهاده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عشق و ارادت عمیق شاعر به محبوب است. شاعر از مهر و عشق محبوب که در دل و دیدهاش نشسته سخن میگوید و ایستادگی در خدمت و بندگی او را ستایش میکند. او همچنین به تأثیر محبت محبوب بر دیگران اشاره میکند، بهطوریکه زاهدان و توبهکنندگان نیز تحت تأثیر عشق او قرار گرفتهاند. در پایان، شاعر خود را در پی دیدار محبوب میبیند و تمام وجودش را معطوف به او کرده است. این اشعار نشاندهنده جاذبه و زیبایی محبوب و تأثیر عمیق آن بر دلها و روانهاست.