شمارهٔ ۳۷۹ سنایی
سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
از عشق آن دو نرجس وز مهر آن دو لاله
بی خواب و بیقرارم چون بر گلت کلاله
خدمت کنم به پیشت همچون صراحی از جان
تا برنهی لبم را بر لبت چون پیاله
تا روز ژاله بارد از چشم همچو رودم
آری نکو نماید بر روی لاله ژاله
دارم هزار بوسه بر روی و چشم تو من
گر میدهی وگرنه بیرون کنم قباله
مهمان حسن داری سیر از پی خرد را
مر تشنگان خود را ندهی یک پیاله
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر درباره عشق عمیق و بیقراری خود سخن میگوید. او به زیبایی و لطافت محبوبش اشاره میکند و از نزدیکی به او آرزو میکند. تصویرسازیهایی مانند کلاله و پیاله نشاندهنده احساسات عمیق و نیاز به عشق هستند. شاعر همچنین به بوسههای فراوانی که بر روی چهره محبوبش دارد، اشاره میکند و از عدم دسترسی به این عشق ابراز ناراحتی میکند. در نهایت، او به تشنگی روحی خود در برابر زیبایی محبوبش و عدم دریافت محبت اشاره میکند.