نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۰۵ سنایی

سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

صنما آن خط مشکین که فراز آوردی

بر گل از غلیه گوی که طراز آوردی

گرچه خوبست به گرد رخ تو زلف دراز

خط بسی خوبتر از زلف دراز آوردی

گر نیازست رهی را به خط خوب تو باز

تو رهی را به خط خویش نیاز آوردی

قبله‌ای ساختی از غالیه بر سیم سپید

تا بدان قبله بتان را به نماز آوردی

پیش خلق از جهت شعبده و بلعجبی

نرگس بلعجب شعبده‌باز آوردی

چند گویی که دلت پیش تو باز آوردم

این سخن بیهده و هزل و مجاز آوردی

دلم افروخته بود از طرب و شادی و ناز

تو دلی سوختهٔ از گرم و گداز آوردی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت خط معشوقه‌اش می‌پردازد و آن را از زلف‌های بلند او زیباتر می‌داند. او همچنین اشاره می‌کند که معشوقه‌اش با خط خود، راهی برای دل‌ها باز کرده است و با هنر خود، توجه دیگران را جلب کرده است. شاعر از عشق و حال خوشی که داشته سخن می‌گوید و به تحولی در دلش اشاره می‌کند که به خاطر زیبایی‌های معشوق بوده است. در نهایت، شاعر از احساسات عمیق و درد دل خود گفت‌وگو می‌کند، که نشان‌دهنده تأثیر عشق بر وجودش است.