شمارهٔ ۴۰۷ سنایی
سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تا معتکف راه خرابات نگردی
شایستهٔ ارباب کرامات نگردی
از بند علایق نشود نفس تو آزاد
تا بندهٔ رندان خرابات نگردی
در راه حقیقت نشوی قبلهٔ احرار
تا قدوهٔ اصحاب لباسات نگردی
تا خدمت رندان نگزینی به دل و جان
شایستهٔ سکان سماوات نگردی
تا در صف اول نشوی فاتحهٔ «قل»
اندر صف ثانی چو تحیات نگردی
شه پیل نبینی به مراد دل معشوق
تا در کف عشق شه او مات نگردی
تا نیست نگردی چو سنایی ز علایق
نزد فضلا عین مباهات نگردی
محکم نشود دست تو در دامن تحقیق
تا سوخته راه ملامات نگردی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی اهمیت تجربه و سلوک spiritual در مسیر حقیقت میپردازد. شاعر بیان میکند که برای دستیابی به کمال و فضیلت، فرد باید از بند علایق دنیوی رها شود و به خدمت رندان و اهل معرفت بپردازد. تنها با تجربه واقعی و رهایی از قید و بندهای مادی میتوان به درک عمیقتری از حقیقت و عشق نائل شد. در نهایت، شاعر تأکید میکند که بدون سوختن در راه ملامت و تجربههای سخت، دستیابی به حقیقت ممکن نیست و فرد نمیتواند به مراحل بالای معرفت و کمال برسد.