نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۱۸ سنایی

سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای گل آبدار نوروزی

دیدنت فرخی و فیروزی

ای فروزنده از رخانت جان

آتش عشق تا کی افروزی؟

دل بدخواه سوز اندر عشق

چون که دل‌های عاشقان سوزی

از لب آموز خوب مذهب خوب

از دو زلفین چه تنبل آموزی؟

ای دریده دل من از غم عشق

زان لب چون عقیق کی دوزی؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و خوشبختی نوروز اشاره دارد و از محبوبیت و جذابیت یک گل آبدار و روشنایی آن تمجید می‌کند. شاعر به عشق و دل‌تنگی‌های عاشقان اشاره می‌کند و از معشوق می‌خواهد که محبتش را بیشتر ابراز کند. همچنین از زلف‌ها و لب‌های معشوق صحبت کرده و به ناتوانی دل در مقابل عشق اشاره می‌کند. در نهایت، عشق و غم ناشی از آن را بیان می‌کند و از زیبایی معشوق می‌گوید.