شمارهٔ ۴۲۹ سنایی
سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
دلم بربود شیرینی نگاری سرو سیمینی
شگرفی چابکی چستی وفاداری بهآیینی
جهانسوزی دلافروزی که دارد از پی فتنه
ز شکّر بر قمر میمی ز سنبل بر سمن سینی
به نزد زلف چون مشکش نباشد مشک را قدری
به پیش روی چون ماهش ندارد ماه تمکینی
غم و اندوه جان من جمال و زیب روی او
ز من برخاست فرهادی ازو برخاست شیرینی
نهد هر لحظه از هجران مرا بر جان و دل داغی
زند از غمزه هر ساعت مرا بر سینه زوبینی
بناز آرد اگر گویم بزاری آن نگارین را
بخور زنهار بر جانم مکن بیداد چندینی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و زیبایی نگاری است که دل شاعر را تسخیر کرده است. شاعر از چابکی و وفاداری معشوق سخن میگوید و از اثرات عشق بر جان و دل خود مینویسد. او از زیباییهای معشوق، مانند زلف و چهرهاش، لذت میبرد و بیان میکند که غم و اندوهش ناشی از دوری اوست. شاعر از غم عشق رنج میکشد و به شدت تحت تاثیر جذابیت معشوق قرار دارد و در پایان از معشوق درخواست میکند که بر او سخت نگیرد.