شمارهٔ ۸۶ سنایی
سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
نگارینا دلم بردی خدایم بر تو داور باد
به دست هجر بسپردی خدایم بر تو داور باد
وفاهایی که من کردم مکافاتش جفا آمد
بتا بس ناجوانمردی خدایم بر تو داور باد
به تو من زان سپردم دل نگارا تا مرا باشی
چو دل بردی و جان بردی خدایم بر تو داور باد
زدی اندر دل و جانم ز عشقت آتش هجران
دمار از من برآوردی خدایم بر تو داور باد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و درد جدایی است. شاعر به معشوقش میگوید که قلبش را به او سپرده و حالا او با بردن دل و جانش او را در عذاب و ناراحتی گذاشته است. شاعر از معشوقش انتقاد میکند که با ناپایداری و بیوفاییاش، وفاهایی که او کرده را جفا کرده است. در کل، این شعر به احساسات عمیق و عذابی که از جدایی و عشق ناتمام ناشی میشود، میپردازد.