نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۷ سنایی

سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

دلم با عشق آن بت کار دارد

که او با عاشقان پیکار دارد

به دست عشقبازی در فتادم

که او عاشق چو من بسیار دارد

دل من عاشق عشقست و شاید

که از من یار دل بیزار دارد

کرا معشوق جز عشقست از آنست

که او آیینهٔ زنگار دارد

یکی باغست این پر گل ولیکن

همه پیرامن او خار دارد

نبیند هرگز آنکس خواب را روی

که عشق او را شبی بیدار دارد

نه هموارست راه عشق آنکس

که با جان عشق را هموار دارد

غم جانان خرد و جان فروشد

کسی کو ره بدین بازار دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه خود می‌پردازد. او به عشق و محبوبی اشاره می‌کند که در دلش تأثیر عمیقی دارد و بر زندگی عاشقان تأثیر می‌گذارد. عشق را به بازی‌ای توصیف می‌کند که در آن عاشقان زیادی حضور دارند. دل شاعر عاشق عشق است و به نظر می‌رسد که معشوق از او بیزار است. شاعر معتقد است که عشق، مانند آینه‌ای زنگارآلود، نمایانگر واقعیات دشواری است که عاشقان با آن مواجه‌اند. او به زیبایی و دشواری‌های عشق اشاره می‌کند و می‌گوید که هیچ‌کس نمی‌تواند عشق را درک کند مگر اینکه خود آن را تجربه کرده باشد. در نهایت، او عشق را به عنوان بازار و غم جانان را به عنوان بهایی که عاشق باید بپردازد، وصف می‌کند.