بخش ۱۱ - اندر درود دادن بر او و آل او صلّیالله علیهوسلّم سنایی
سنایی غزنوی / الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیهالسّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
تا به حشر ای دل ار ثنا گفتی
همه گفتی چو مصطفا گفتی
نام او بردی از جهان مندیش
حور دندان کنان خود آید پیش
دوزخ از نام او چنان برمد
که ز لاحول دیو جان برمد
هرچه خواهی درایت او دان
وآنچه یابی عنایت او دان
عقل از آن نامدار مشهور است
که در آن کارگاه مزدور است
جان از آن در میان عزّ و بقاست
که از آن روی در امید لقاست
جان که آن روی را نخواهد دید
نیست جان بلکه پارگین پلید
خاک او باش و پادشاهی کن
آنِ او باش و هرچه خواهی کن
هرکه چون خاک نیست بر درِ او
گر فرشتهست خاک بر سر او
عقل چون برد شخص او را نام
نفس کلی زبان کشد در کام
عقل کل بیبهاش چیز نشد
تا نشد چاکرش عزیز نشد
زین در ار هیچ عقل بگریزد
همچو پردهاش فلک برآویزد
عقل و جان را به دولت احمد
از بقا ساختند حصن ابد
جوهرش چون زکان کن بگسست
در کمرگاه آسمان زد دست
ز آسمان گرچه برفراز نشد
تا زمینش نکرد باز نشد
که در آمد به جز محمد حُر
از جهان تهی به عالم پُر
کیست جز وی بگو شفیع رسل
بر سر جِسر نار و بر سرِ پل
گفته در گوش جانش حاجبِ بار
کای شهنشه سر از گلیم برآر
ای به یاقوت گفتن و کردن
گردنان را میان جان گردن
پنج نوبت زدند بر عرشت
ساختند از جهان جان فرشت
فرش را در جهان جان گستر
عرش چون فرش زیر پای آور
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف مقام والای پیامبر اسلام، حضرت محمد (ص)، میپردازد و تأکید میکند که هر کسی که به ستایش او بپردازد، در حقیقت به صداقت و حقایق عالم دست یافته است. نام او به قدری عظیم و با برکت است که نه تنها اندوه و سختیها را از دیگران دور میکند، بلکه باعث آشتی و صلح در دنیا میشود. شاعر به ارتباط میان عقل و روح اشاره میکند و میگوید که تمامی موهبتها از وجود او سرچشمه گرفتهاند. او میگوید که هر کس در درگاه پیامبر (ص) همچون خاک humble باشد، به بزرگترین نعمتها دست خواهد یافت و کسی که بر او تکیه کند، به بزرگی و عظمت عالم نزدیک میشود. همچنین اشارهای به مقام شفاعت پیامبر در روز قیامت نیز وجود دارد. به طور کلی، این شعر تجلی و قدردانی از مقام والا و روحانی پیامبر اسلام است.