نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴۸ - التّمثیل فی نظرالسّوء واحوال الدّنیا سنایی

سنایی غزنوی / الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیه‌السّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

مثلت همچو مرد در کشتی است

زان ترا فعل سال و مه زشتی است

آنکه در کشتی است و در دریا

نظرش کژ بُوَد چو نابینا

ظن چنان آیدش بخیره چنان

ساکن اویست و ساحلست روان

می نداند که اوست در رفتن

ساحل آسوده است از آشفتن

مرد دنیاپرست از این سانست

همچو کودک ضعیف و نادانست

تو به گفتار غرّه‌ای شب و روز

لیک معلومِ تو نگشت هنوز

بیش مشنو ز نیک و بد گفتار

آنچه بشنیده‌ای به کار درآر

ای ندیده ز زحمت خورِ تو

روح عیسی به خواب جز خرِ تو

عزّ علمست نخوت و بودیت

کبر و عُجبست خشم و خشنودیت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر با استفاده از تمثیل کشتی و دریا، به نوعی از عدم آگاهی انسان‌ها درباره وضعیت واقعی‌شان اشاره می‌کند. او می‌گوید که انسان‌ها مانند فردی نابینا در کشتی هستند که به جای درک راستین از موقعیت خود، تصور نادرستی از رفتن و ایستادن دارند. این وضعیت نمادی از دنیاپرستی و نادانی است که انسان‌ها در آن گرفتارند. شاعر از شنیدن نیک و بد سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که باید به عمل و تجربه توجه کنند تا واقعیت را درک کنند. در نهایت، او عجب و خودپسندی را به عنوان موانع شناخت درست معرفی می‌کند.