شمارهٔ ۱۲ شاهدی
ابراهیم شاهدی دده / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای خاک درت سجدهگه جمله جبینها
زنار دو گیسوی تو سرفتنه دینها
عشاق تو را طاقت جور و ستمت نیست
گشتند همه خاک درت بگذر از اینها
با عاشق خود جور و جفا کمتر از این کن
زیرا که ز خوبان نبود خوب چنینها
بر تربت عشاق گذر کن که برآیند
جانها به تماشای تو از زیر زمینها
فریاد ز ترکان دو چشمت که دمادم
بر خلق کشانید ز هر گوشه کمینها
گفتی کشمت شاهدی یا با غم و یا درد
خود نیست مرا هیچ شک و شبهه درینها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و زیبایی معشوقه اشاره دارد و به نوعی به معشوقه تعظیم و سجده میکند. شاعر میگوید که تمام عاشقان در برابر او سر تسلیم فرود آوردهاند و طاقت ستم و جور او را ندارند. او از معشوقه میخواهد که کمتر به عاشقان ظلم کند، زیرا فرشتگانی که خوبند، چنین نمیکنند. همچنین اشاره میکند که عاشقان در قبرها از عشق او جان میدهند و به تماشای او میآیند. در نهایت، شاعر بر جذابیت چشمهای معشوقه و تأثیر آن بر خلق اشاره میکند و تأکید میکند که هیچ شکی در عشقش به او ندارد.