شمارهٔ ۱۵ شاهدی
ابراهیم شاهدی دده / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خطت را بدایت به غایت خوش است
تماشای آن بی نهایت خوش است
به تیری دل بی نوا را بساز
که از پادشاهان عنایت خوش است
ز زلف حبیب و ز جور رقیب
به اصحاب شکر و شکایت خوش است
مکن واعظا شرح جز وصف عشق
که با عاشقان این حکایت خوش است
نه امروز با درد او دل خوشم
جراحات او از بدایت خوش است
چه خوش گفت شستم ز خون تو دست
که قولش به وجه کنایت خوش است
بگو شاهدی یک حدیثی ز عشق
که از قول تو این روایت خوش است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این بیتها دربارهٔ زیبایی و لذت عشق و احساسات مرتبط با آن صحبت میکنند. شاعر به زیباییهای دلانگیز عشق اشاره دارد و میگوید تماشای معشوق و زیباییهای او خوشایند است. او همچنین به چالشها و دردهای عشق اشاره میکند که حتی در دلمشغولیها نیز مفهوم خوشایندی دارند. در نهایت، تأکید میکند که عشق و حس آن برای عاشقان بیانگر لحظههای خوشی است و توصیه میکند که فقط دربارهٔ عشق صحبت شود.