نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳ شاهدی

ابراهیم شاهدی دده / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای طاق دو ابروی تو محراب جبین‌ها

خاک سر کوی تو به از خلد برین‌ها

گفتی که منم سرور و سرحلقه خوبان

ای شاه کسی نیست شک و شبهه درین‌ها

از شرم لب لعل تو سرچشمه حیوان

اندر ظلمات است نهان زیر زمین‌ها

با زلف و خط و خال و دو چشم و خم و ابرو

حسن تو برانگیخت بسی فتنه براین‌ها

سرها همه شد خاک و تو آشوب جهانی

لطفی کن و بگذر به کرم از سر این‌ها

تا کی بکشم جور و جفاهای رقیبان

برکش ز میان تیغ و خلاصم کن از این‌ها

ای شاهدی ار یار ترا عهد و وفا نیست

خوش باش که این‌ها نبود عادت این‌ها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و زیبایی یکی از محبوبان است. شاعر به طور زیبا و شاعرانه به ابروان معشوقش اشاره می‌کند که حکایت از عظمت و شکوه او دارد. او می‌گوید که خاک کوی محبوبش بهشت را می‌نوزد و هیچ کس در زیبایی او شک ندارد. در ادامه، شاعر از جذابیت‌ها، ویژگی‌ها و فتنه‌هایی که زیبایی محبوبش ایجاد کرده سخن می‌گوید و دردی از رقیبان و بی‌وفایی آن‌ها را بازگو می‌کند. او از محبوبش درخواست می‌کند که به او لطف کند و از دردهایی که به خاطر عشق و حسادت دیگران متحمل می‌شود، رهایی یابد. شعر در نهایت به نوعی ناامیدی از وفای محبوب اشاره می‌کند و به عدم وفاداری برخی اشاره دارد.