شمارهٔ ۱۷ شاهدی
ابراهیم شاهدی دده / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
وصف کمال حسن تو ورد دوام ماست
ذکر لب تو لذت شرب مدام ماست
ما خاک کوی دوست به جنت نمیدهیم
کوی نگار روضهٔ دارالسلام ماست
ای باد به کوی نگارم گذر کنی
رو با صفا که کعبه و بیت الحرام ماست
در ورطهٔ مشاهده کس چو نیست بار
آن جای حیرتست نه جاه مقام ماست
ای شاهدی ز ما مطلب رنگ و نام
ناموس و ننگ باشد و دیوانه نام ماست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر وصف زیبایی و کمال محبوب است که منبع خوشی و آرامش ماست. شاعر میگوید که او هرگز خاک کوی دوست را به بهشت نمیدهد چون آن مکان خود بهشت و محل آرامش اوست. او از باد میخواهد که به کوی محبوبش سر بزند و آن را مکانی مقدس مانند کعبه توصیف میکند. شاعر همچنین بر این نکته تأکید میکند که در ورطه مشاهده و درک حقیقت، مقام و رتبه مهم نیست و آنجا تنها حیرت و شگفتی وجود دارد. در انتها، او اشاره میکند که درخواستهای مادی و نام و ننگ تنها دیوانگی است و او به دنبال عشق و زیبایی واقعی است.