نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶ شاهدی

ابراهیم شاهدی دده / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

قدت سرو گفتیم و رویی نداشت

چو زلف تو هم مشک بوئی نداشت

فرات ار چه سیل در سیل بود

چو چشمم بسی جست و جویی نداشت

دل ریش من هر شبی تا سحر

بجز ذکر تو گفت و گویی نداشت

محیط ار چه در خویشتن غرقه بود

چو مژگان من آب رویی نداشت

بحسرت چو شد شاهدی زیر خاک

جز آن خاک کو آرزویی نداشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزلی از شاعر بیانگر دلتنگی و بی‌خبری از معشوق است. شاعر به زیبایی‌های معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی اگر دریا و سیل وجود داشته باشد، چشمانش هیچ جست و جویی را نشان نمی‌دهد. دل او به جز ذکر معشوق، هیچ گفتگویی ندارد و اگر چه محیط اطرافش پر از شگفتی است، مژگان او هیچ زیبایی را به نمایش نمی‌گذارند. در نهایت، وقتی که محبوب زیر خاک می‌رود، هیچ حسرتی جز خاک برای او باقی نمی‌ماند. شاعر در این ابیات، احساسات عمیق عاشقانه و ناامیدی خود را به زیبایی منتقل می‌کند.