شمارهٔ ۲۷ شاهدی
ابراهیم شاهدی دده / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
امروز ز نو دلبر ما خوی دگر داشت
ما واله و او روی و نظر سوی دگر داشت
گفتم که کنم نسبت آن زلف به عنبر
آورد صبا نکهت آن بوی دگر داشت
خلق نگران رخ او کشته ز هر سو
وان سرو به هر سو نگری روی دگر داشت
دل زان نکشیدم به سوی حوری و فردوس
کو میل به سوی دگر و کوی دگر داشت
گر شاهدی خسته شود سوی طبیبان
از دوست طمع شربت داروی دگر داشت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت دلبر اشاره میکند که امروز حال و هوای متفاوتی دارد. او از احساس والای خود نسبت به زیباییهای دلبر سخن میگوید و تأکید میکند که عشق و شوقش به او بیش از هر چیز دیگری است. حتی وقتی دیگران به زیبایی دلبر نظر دارند و جذب او میشوند، شاعر هنوز دلش را به دنیای دیگر و نعمتهای بهشتی نمیبازد. او در نهایت بیان میکند که حتی اگر عشق به دلبر بتواند او را به درد بیاورد، او دیگر چیزی جز عشق به آن دلبر را نمیخواهد.