شمارهٔ ۳ شاهدی
ابراهیم شاهدی دده / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
پر کن بدور لعل نگارم پیاله را
تا بشکنیم توبه هفتاد ساله را
گشتند منفعل گل و سنبل به رنگ و بوی
تا برفکند ماه من از گل کلاله را
دوران دون ببین که چو خواهیم جرعهای
پر میکند ز خون جگر جام لاله را
غیر از صبا چو نامه بری نیست سوی دوست
من هم دهم به باد هوا این رساله را
چون یافت شاهدی ره قانون عشق را
دیگر ز چنگ کی دهد آهنگ ناله را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این بیتها به عشق و حال و هوای آن میپردازد. او از معشوقی میخواهد که پیالهاش را پر کند تا بتوانند توبههایی که سالها بر دوش داشتهاند را بشکنند. به تصویر کشیدن گل و سنبل و ماه، نشاندهنده زیبایی معشوق و تاثیر اوست. شاعر به دلتنگی و درد دل اشاره میکند و میگوید که بدون باد صبا، هیچ خبری از دوست نمیشود و او نیز این احساسات را به باد میسپارد. در نهایت، با اشاره به قانون عشق، از رهایی از درد و غمهای گذشته سخن میگوید.