شمارهٔ ۳۲ شاهدی
ابراهیم شاهدی دده / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
چو بر دل لشکر دل از کمین ریخت
قرار و صبر و هوش از عقل و دین ریخت
چو دیدم غمزهاش فتان دین است
بگفتم خون خلقی بر زمین ریخت
چو بر گلبرگ تر زد حلقه سنبل
غبار مشک را بر یاسمین ریخت
ز لعلش آب حیوان زندگی یافت
چو از کوثر درون ماء معین ریخت
دمادم شاهدی بهر نثارش
ز هجر دیده بر در ثمین ریخت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره تاثیرات عشق و زیبایی معشوق بر دل عاشق است. شاعر میگوید که وقتی دل سپر را به میدان میریزد، همه آرامش و عقل از دست میرود. او با اشاره به چشمان معشوق میگوید که این زیبایی دین را تحت تأثیر قرار میدهد و خونی از عشق بر زمین میریزد. همچنین، شاعر در تصویرسازی زیباییهای طبیعی مانند گلها و عطرها، از تأثیر عشق بر زندگی و احساساتش سخن میگوید و در نهایت به یادآوری اشتیاق و جدایی از معشوق میپردازد.