نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۵ شاهدی

ابراهیم شاهدی دده / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چو دلبران به دل ما سه چیز می‌جویند

به تیغ و ناوک و خنجر ستیز می‌جویند

خطت چو مور گشته به هر بر مر خال

که دانه بر اثر مشک‌بیز می‌جویند

بگو شباب به خون ریز رنگ مشتاقان

هلاک خویش بدان تیغ تیز می‌جویند

خوشا نسیم سحرگه که عاشقان به صبوح

پیام دوست از آن صبح‌خیز می‌جویند

کسان که آرزوی قد دلکشش دارند

چو شاهدی همه تا رستخیز می‌جویند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان احساسات عاشقانه و آرزوهای عاشقان می‌پردازد. او به سه چیز که دلبران (عاشقان) پیگیر آن هستند اشاره می‌کند: ستیز و جنگ با تیغ و خنجر، جستجوی زیبایی و عشق از طریق خط و خال‌های محبوب، و آرزوی ملاقات با معشوق. شاعر همچنین به زیبایی نسیم صبح و تأثیر آن بر عاشقان اشاره می‌کند که پیام عشق را در آن جستجو می‌کنند. در نهایت، کسانی که خواهان معشوق هستند، می‌خواهند حتّی در قیامت (رستخیز) هم به او برسند.