نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۸ شاهدی

ابراهیم شاهدی دده / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

یک ذره بدان دهن که گوید

وز کتم عدم سخن که گوید

با حسن و رخ و شمیم زلفش

از یوسف و پیرهن که گوید

با قد و رخ بیاض و چشمش

از سرو و گل و سمن که گوید

جایی که رقیب کینه جوید

از دیو و ز اهرمن که گوید

در مجلس عاشقان سرمست

من کیستم و ز من که گوید

اندر چمنی که بگذری تو

از سرو در آن چمن که گوید

چون جان به هوای لعل او رفت

ای شاهدی از بدن که گوید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و جذابیت یک دختر است که شاعر به او اشاره می‌کند. او از زیبایی‌های دختر صحبت می‌کند و به تصویرهایی از جذابیت یوسف، سرو، گل و سمن اشاره دارد. همچنین، حس حسادت رقیبان و محیط عاشقانه را توصیف می‌کند. شاعر در نهایت به این فکر می‌کند که در این عاشقانه‌ها، کیستی و چه کسی می‌تواند او را بشناسد. در نهایت، به عشقش که به جانش اثر گذاشته، می‌پردازد و از زیبایی او سخن می‌گوید.