نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۸ شاهدی

ابراهیم شاهدی دده / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

یار بر من دود دل‌ها می‌کشد

لشکری از فتنه بر ما می‌کشد

کرده است از زلف بس قلاب‌ها

تا دل خلقی به هرجا می‌کشد

نوش دارویی ز لعلش خواست دل

زانکه زلف او به سودا می‌کشد

ای بسا سرها که سازد پایمال

طرهٔ مشکین که در پا می‌کشد

دست قدرت کرد ماه عارضش

خط مشکین را چه زیبا می‌کشد

شاهدی چون یاد می‌آرد لبش

میل جان او به صهبا می‌کشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از شاعر به توصیف زیبایی و جذابیت محبوبش پرداخته است. او می‌گوید که محبوبش با زلف‌هایش دل‌ها را می‌رباید و فتنه‌ای به پا می‌کند. زلف‌های او به گونه‌ای سرنوشت‌ساز هستند که دل‌ها به سوی خود می‌کشد. شاعر به زیبایی خال و لب محبوبش اشاره کرده و تأکید دارد که این زیبایی‌ها تاثیر عمیقی بر جان او دارند، به طوری که هر بار که محبوبش به یاد می‌آید، جانش به سمت لذتی که از او می‌گیرد، جلب می‌شود. در نهایت، او از تاثیرات عمیق و جذابیت‌های بی‌نظیر محبوبش بر سرنوشت و احساسات دیگران سخن می‌گوید.