نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۰ شاهدی

ابراهیم شاهدی دده / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

امشب دلم به فکر دهان تو تنگ بود

وز صبح با خیال خودم تیر جنگ بود

از ناله‌ام نوا به دل عاشقان رسید

قانون عشق چون دل ما را به چنگ بود

بر جان و دل چو لشکر حسن تو تاختند

اول کسی که بر دل ما زد خدنگ بود

از سوز نغمه رشتهٔ جان مرا بسوخت

پیر سخن که ورا نام جنگ بود

در حیرتم که جام ز جاجی به جرعه ای

در هم شکست توبه ما کو چو سنگ بود

شد شاهدی ز خون جگر سرخ روئیی

عاشق همیشه از جگر خود به رنگ بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر از عشق و دلتنگی برای معشوق صحبت می‌کند. او از صبح تا شب به فکر معشوقش بوده و در این میان، دل‌تنگی‌اش به شکل ناله‌ای به دیگر عاشقان منتقل شده است. عشق را به جنگ تشبیه کرده و می‌گوید که معشوق با زیبایی‌اش دل او را تسخیر کرده است. احساس سوز و گداز ناشی از عشق و نغمه‌های دلنواز او را به شدت تحت تأثیر قرار داده و او در حیرت از تأثیر این عشق بر زندگی‌اش است. در پایان، شاعر به رنگ عشق اشاره می‌کند که همچون خون جگر او را تحت تأثیر قرار داده است.