نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۱ شاهدی

ابراهیم شاهدی دده / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

هزار شکر که جنت دوام خواهد بود

محبت تو مرا مستدام خواهد بود

به ناز و نعمت فر دوس کی گشاید دل

مرا که کوی تو دا یم مقام خواهد بود

خیال لعل تو دایم چو راحت دل ماست

بدین خیال چه عیش مدام خواهد بود

به تیر غمزه اگر بر دلم نظر فکنی

همیشه کار دلم بی نظام خواهد بود

گزید شاهدی از هر دو کوی عشق ترا

که غیر عشق بر دل حرام خواهد بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از محبت و عشق به معشوقه‌اش سخن می‌گوید و بیان می‌کند که این عشق برای او دائمی و پایدار است. او به زیبایی و جذابیت معشوقه‌اش اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی اگر غمزه‌ای از او ببیند، دلش تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد و نظم خود را از دست می‌دهد. در نهایت، شاعر عشق به معشوق را همچون امری حرام می‌داند که از هر چیز دیگری برایش مهم‌تر است.