نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۳ شاهدی

ابراهیم شاهدی دده / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ای دل ز خودی خود جدا باش

بگذر ز خودی و با خدا باش

بیگانه شو از هوا و هستی

با دلبر خویش آشنا باش

خونین جگرم ز درد هجران

واقف ز درون درد ما باش

ای صوفی اگر ز درد صافی

در کش می صاف و در صفا باش

ای شاهدی ار تو عقل داری

دیوانه شو و ز غم جدا باش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به مخاطبش می‌گوید که باید از خودخواهی بگذرد و به خدا نزدیک‌تر شود. او را تشویق می‌کند تا از دنیا و مادیات فاصله بگیرد و به عشق الهی توجه کند. همچنین به صوفی می‌گوید که باید از دردهای دنیا رهایی یابد و به صفای درونی برسد. در نهایت، شاعر به شاهد می‌گوید که اگر عقل دارد، باید از غم و مشکلات فاصله بگیرد و در عشق دیوانه‌وار غرق شود.