شمارهٔ ۹۴ شاهدی
ابراهیم شاهدی دده / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بر خاک رهت ما سر تسلیم نهادیم
در عشق قدم از ره تعلیم نهادیم
در اوج شرف راست چو شکل الف آمد
از قد تو شکلی که به تقویم نهادیم
در عشق تو ما از سر و جان جمله گذشتیم
سر در ره عشق تو نه از بیم نهادیم
زاهد به ره زهد کشد دل به خرابات
ما از دل خود زهد به یک نیم نهادیم
جز دفتر حسن تو نخوانیم بر استاد
تا رو به ره مکتب تعلیم نهادیم
با شاهدی استاد ازل گفت که خوش باش
ارزاق خلایق چو بتقسیم نهادیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیان تسلیم و عشق خود به معشوق میپردازد. او در مسیر عشق، از هر چیزی گذشته و هیچ ترسی نداشته است. شاعر به زیباییهای معشوق اشاره میکند و اشاره به زهد زاهدان دارد که دل خود را به گناه و خرابات میسپارند. همچنین میگوید که تعلیم و معرفت را تنها از دفتر زیباییهای معشوق میآموزند و در نهایت خوشی و رضایت را در تقسیم روزیهای زندگی میبیند.