نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۸ شاهدی

ابراهیم شاهدی دده / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

چون در صفت آن لب شکر شکن آیم

با معنی بس نازک و شیرین سخن آیم

با سرو و صنوبر نشود ملتفتم دل

بی قامت رعنای تو گر در چمن آیم

طوطی صفتم روی در آئینه به پیش آر

تا صورت خود بینم و اندر سخن آیم

چون غنچه به فکر دهنت پیرهن از شوق

صد پاره کنم تیر ز دل خونین بدن آیم

از باغ جمال تو عجب نیست اگر من

با سرو و گل و سنبل و با یاسمن آیم

فکرم به خیالات میان تو چو تنگ است

با تنگ ولی هم به خیال دهن آیم

ای شاهدی از محنت غربت گله تا چند

کو زاد ره و راحله تا با وطن آیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و لطافت محبوب خود اشاره دارد و احساس عشق و دلتنگی‌اش را بیان می‌کند. او می‌گوید که حتی اگر در باغی پر از زیبایی‌های دیگر باشد، دلش فقط به سمت محبوب می‌تپد. او دوست دارد تا شکوه و زیبایی محبوبش را در آینه ببیند و از شوق او دچار درد و رنج می‌شود. همچنین از غم غربت و دوری از وطنش گلایه می‌کند و آرزو دارد که به جایی برگردد که احساس نزدیکی و آرامش کند. در کل، شعر بیانگر عواطف عمیق عاشقانه و تمایل به وصال و وطن است.