شمارهٔ ۱۰ امیر شاهی
امیر شاهی سبزواری / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خطت که درد و داغ تو نو میکند مرا
جان در بلای عشق گرو میکند مرا
عمری به راه عشق ز سر داشتم قدم
باز آرزوی آن تک و دو میکند مرا
من کشته از جواب سلامی و لطف یار
امیدوار گفت و شنو میکند مرا
شرمنده خیال توام در غمی چنین
کو پرسشی به آمد و رو میکند مرا
دید ابروی تو شاهی و دیوانه گشت باز
آری خراب آن مه نو میکند مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره احساسات عمیق عشق و درد ناشی از آن است. شاعر از تأثیر عشق بر وجودش صحبت میکند، بهویژه احساساتی مانند اشتیاق، ناامیدی و حسرت. او به یادآوری لحظات زیبا و دردناک عشق میپردازد و بیان میکند که حتی یک سلام ساده از معشوق میتواند او را به شدت تحتتأثیر قرار دهد. در نهایت، شاعر به زیبایی معشوق اشاره میکند و ابراز میکند که این زیبایی به طور عمیق بر دلش تأثیر گذاشته و او را دیوانه کرده است.