شمارهٔ ۱۲۳ امیر شاهی
امیر شاهی سبزواری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
هر زمان از بیخودی خواهم که آن رو بنگرم
چون رسم نزدیک نتوانم که آن سو بنگرم
در سجود افتم چو بینم قبله دیدار او
رخ نهم بر خاک کان محراب ابرو بنگرم
هرکجا روی نکو یابم نشان، آنجا روم
واندر آن صورت ترا بینم، چو نیکو بنگرم
آنکه پهلو میزند ابروی او با ماه نو
تا کیش با دیگران پهلو به پهلو بنگرم
حد شاهی نیست بر خاک درش ره یافتن
من همان بهتر که از دور آن سر کو بنگرم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار به احساس عشق و دل تنگی خود اشاره میکند. او هر زمان که بخواهد به معشوقش بنگرد، از دوریاش ناراحت میشود و نمیتواند نزدیک او باشد. در سجود و عبادت خود به یاد معشوقش است و سعی میکند با هر نشانهای به او نزدیک شود. شاعر از زیبایی و جذابیت چهره معشوقش صحبت میکند و میگوید که وجود او برایش نقش منبع حس عشق و زیبایی را دارد. همچنین به این نکته اشاره میکند که حتی اگر نتواند به او نزدیک شود، بهتر است از دور او را تماشا کند.